معنی فرمان نمودن
6 بازدید
[ فَ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) اطاعت کردن. فرمان کردن : این سبب ها چون به فرمان تو بود چاره جو هم مر تو را فرمان نمود.مولوی. رجوع به فرمان کردن شود.
کلمات همقافیه با «فرمان نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر