معنی فرماندار
6 بازدید
[ فَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) کسی که کارهای شهری را اداره کند. (یادداشت به خط مؤلف). حاکم. عامل.
کلمات همقافیه با «فرماندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر