معنی فرق کردن

معنی فرق کردن

6 بازدید
[ فَ کَ دَ ] (مص مرکب) تفاوت داشتن چیزی با چیز دیگر. فرق داشتن. رجوع به فرق داشتن شود. || تفاوت قائل شدن میان دو چیز یا دو کس. کسی یا چیزی را بر دیگری ترجیح نهادن و ممتاز نمودن. تمیز دادن. تشخیص دادن. (یادداشت به خط مؤلف): نه حق را بازپس هشتم ز باطل بکردم فرق از معروف، منکر.ناصرخسرو. فرق کن فرق کن خداوندا گوهر از سنگ و دیبه از کرباس. مسعودسعد. چشم بگشا و فرق کن آخر عنبر از خاک و شکر از شیراز.سنایی. چون از سره بدل نتوانست فرق کرد انگاشت زآنِ اوست به یک وزن و یک عیار. سوزنی. از خلال ملکان فرق بکن تا عصا کآن ز شبان غنم است.خاقانی. گر نبودی واقف از حق جان باد فرق چون کردی میان قوم عاد.مولوی. نور هر دو چشم نتوان فرق کرد چونکه در نورش نظر انداخت مرد. مولوی. فرق نتوان کرد نور هر یکی چون به نورش روی آری بی شکی. مولوی. مه پاره به بام اگر برآید که فرق کند که ماه یا اوست.سعدی. به تشنیع و دشنام و آشوب و زجر سفید از سیه فرق کردم چو فجر.سعدی. میان خواب و بیداری توانی فرق کرد آنگه که چون سعدی به تنهایی شبی رنجور بنشینی. سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «فرق کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید