معنی فرقان

معنی فرقان

6 بازدید
[ فُ ] (ع اِ) جِ فَرْق، به معنی رطل و پیمانهٔ معروف مدینه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به فَرْق شود.
[ فُ ] (ع اِ) آنچه بدان فرق کنند میان حق و باطل. || شکافتگی دریا. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || ظرف. (اقرب الموارد). || فیروزی. (منتهی الارب). نصر. (اقرب الموارد). || حجت و بیان واضح. (منتهی الارب). برهان. (اقرب الموارد). || صبح. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سپیده دم. (منتهی الارب). سحر. (اقرب الموارد). || کودکان. || (اِخ) قرآن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): خدای طاعت خویش و رسول و سلطان خواست نکرد فرق در این هر سه امر در فرقان. عنصری. فرقان به نزد مردم عامی بود بزرگ لیکن بزرگتر به بر مردم بصیر.منوچهری. او رسول مرسل این شاعران روزگار شعر او فرقان و معنی هاش سرتاسر سُنَن. منوچهری. همچنان کاندر گزارش کردن فرقان به خلق هیچکس انباز و یار احمد مختار نیست. ناصرخسرو. ورت آرزوی لذت حسی بشتابد پیش آر ز فرقان سخن آدم و حوا. ناصرخسرو. خواندن فرقان و زهد و علم و عمل مونس جانند هر چهار مرا.ناصرخسرو. عجب نبود گر از فرقان نصیبت نیست جز نقشی که از خورشید جز گرما نبیند مرد نابینا. سنائی. بعد از سه مراتب آدمی زاد بعد از سه کتب رسید فرقان.خاقانی. گر همه زهر است خلق از زهر خلق اندیشه نیست هرکه را تریاق فاروقش ز فرقان آمده. خاقانی. نه خود سلطان درویشان خاص است احمد مرسل؟ که از نون والقلم طغراست بر منشور فرقانش. خاقانی. || یوم الفرقان؛ روز جنگ بدر. (منتهی الارب). || تورات. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (ع مص) جدا کردن. (منتهی الارب). جدا کردن قسمتهای چیزی. (اقرب الموارد). رجوع به فرق شود. || حکم نمودن در چیزی. (منتهی الارب). جدا کردن میان حق و باطل. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل). || شکافتن دریا را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (ص) جداکننده میان حق و باطل. (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل).

کلمات هم‌قافیه با «فرقان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید