معنی فرفیر
6 بازدید
[ فَ ] (اِ) فرفور که تیهو باشد. || گوسفند فربه را نیز گویند. || به معنی بنفشه هم آمده است و آن گلی باشد مشهور و گویند بدین معنی عربی است. (برهان). رجوع به فرفور شود.[ فِ ] (معرب، اِ) اسم عربی بنفسج است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). بنفشه است. (فهرست مخزن الادویه). مأخوذ از کلمهٔ لاتینی پورپورا که نام رنگی سرخ است و قدما آن را از نوعی صدف میگرفتند و بهترین و پربهاترین آن فرفیر صوری بوده است که از شهر صور می آوردند. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به فرفور شود. || نوعی رنگ. (آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «فرفیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر