معنی فرغانی

معنی فرغانی

6 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب است به فرغانه که ولایتی است در پشت چاچ. (سمعانی). منسوب به فرغانهٔ ماوراءالنهر. (یادداشت به خط مؤلف). || منسوب به فرغان از قرای فارس. (سمعانی).
[ فَ ] (اِخ) ابن کثیر. رجوع به ابن کثیر شود.
[ فَ ] (اِخ) سراج الدین علی بن عثمان اوشی فرغانی حنفی الماتریدی، مکنی به ابوالحسن. او راست: ۱- بدءالامالی در توحید. ۲- تحفةالاعالی علی شرح بدءالامالی. ۳- الفتاوی السراجیة. مجموعهٔ فتاوی بر اساس مذهب حنفی. تألیف کتاب در سال ۵۶۹ هـ .ق. به پایان رسیده و بنابراین فرغانی از فقهای قرن ششم هجری است. (از معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۵۰۰).
[ فَ ] (اِخ) سعیدالدین محمدبن احمدبن محمد، مکنی به ابوعبداللََّه. او راست: کتابی به نام منتهی المدارک در شرح تائیةالکبری ابن فارض که در سال ۷۳۰ هـ .ق. تألیف آن را به پایان رسانیده است. (از معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۴۴۵). با توجه به تاریخ تألیف کتابش در قرن هشتم هجری میزیسته است.
[ فَ ] (اِخ) علی بن ابی بکربن عبدالجلیل الفرغانی المرغینانی. از مردم مرغینان فرغانه و از اکابر فقهای حنفی بود. مردی حافظ، مفسر، محقق و ادیب و از مجتهدان بود. او راست: ۱- الهدایة فی شرح البدایة در دو مجلد در باب فقه. ۲- المنتقی. ۳- الفرائض. ۴- التجنیس و المزید که رسالهٔ دیگری است در فقه. ۵- مناسک الحج. ۶- مختارات النوازل. تولد مرغینانی به سال ۵۳۰ هـ .ق. / ۱۱۳۵ م. و مرگ او به سال ۵۹۳ هـ .ق. / ۱۱۹۶ م. بود. (الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۶۶۰). مؤلف معجم المطبوعات کتاب دیگری به نام بدایةالمبتدی در فقه حنفی به او نسبت داده و وی را به لقب شیخ الاسلام و برهان الدین خوانده است. (از معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۷۳۹).
[ فَ ] (اِخ) قاسم بن محمدبن عبداللََّه، مکنی به ابوعبدالرحمان. از مردم فرغانهٔ ماوراءالنهر بود و حدیث هائی از خود میساخت. او را از قبیصةبن عقبه و عاصم النبیل و عبداللََّه بن یوسف روایت است. وی در سال ۲۶۱ هـ .ق. در اسفراین درگذشت. (اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۲۰۶).
[ فَ ] (اِخ) محمدبن اسماعیل فارسی، مکنی به ابوالفتح و منسوب به فرغان فارس. در نیشابور از ابویعلی حمزةبن عبدالعزیز المهلبی و جز او استماع حدیث کرد. (اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۲۰۶).
[ فَ ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه فرغانی صوفی، مکنی به ابوجعفر، منسوب به فرغانهٔ ماوراءالنهر. ساکن بغداد و از یاران جنید بود و کلام جنید را روایت کرد. ابوالعباس محمدبن حسن الخشاب از او روایت کند. (اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۲۰۶).

کلمات هم‌قافیه با «فرغانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید