معنی فرعی
6 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب به فرع. مقابل اصلی. (یادداشت به خط مؤلف) (ناظم الاطباء).[ فِ رَ ] (ص نسبی) منسوب به فرع که نام پدر تمیم بن فرع فرعی است. (سمعانی).[ فِ رَ ] (اِخ) تمیم بن فرع مصری. از عمروبن العاص و عقبةبن عامر و جز آنان روایت دارد. حرملةبن عمران از وی روایت کند. (اللباب فی تهذیب الانساب. ج ۲ ص ۲۰۶).
کلمات همقافیه با «فرعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر