معنی فرعل
5 بازدید
[ فُ عُ ] (ع اِ) بچهٔ کفتار. (آنندراج). بچهٔ کفتار. مذکر آن فرعلان و مؤنث فرعلة. ج، فراعل، فراعلة. (اقرب الموارد). رجوع به فراعل شود.
کلمات همقافیه با «فرعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر