معنی فرطة
5 بازدید
[ فَ طَ ] (ع اِ) یک بار برآمدن از حد و درگذشتن از آن. (منتهی الارب). یک بار بیرون آمدن و تقدم. (اقرب الموارد).[ فُ طَ ] (ع اِمص) پیشی و برآمدگی. || اسم است خروج و تقدم را. (منتهی الارب). خروج و تقدم. (اقرب الموارد): فلان ذوفرطة فی البلاد؛ أی صاحب اسفار کثیرة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فرطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر