معنی فرصة

معنی فرصة

9 بازدید
[ فَ رَ صَ ] (ع مص) بریدن. (منتهی الارب).
[ فَ صَ ] (ع اِ) خسته یا هستهٔ مقل و آن اخص از فرص است. || بادی که کوژی آرد در پشت. (منتهی الارب). بادی که کوژی از آن بود و از این معنی است که گویند: فلان إن فاتته الفُرصة اخذته الفَرصة. (اقرب الموارد). رجوع به فرص شود.
[ فُ صَ ] (ع اِ) فرصت. رجوع به فرصت شود. || بهره ای از آب و آن اسم است از تفارص القوم که گفته میشود: جائت فرصتک من البئر و جائت فرصتک من السقی؛ یعنی نوبت و وقت آبیاری تو رسید. (از اقرب الموارد). نوبت آب. (منتهی الارب). || پروای کار. || بهره. || لته یا پنبه پاره و جز آن که زن حائض اندام خود را بدان پاک سازد. ج، فراص. (منتهی الارب). تکه ای از پشم یا پنبه. || فرصةالفرس؛ خوی و سبقت و قوت اسب. (از اقرب الموارد).
[ فِ صَ ] (ع اِ) لته یا پنبه پاره و جز آن که زن حائض اندام خود را بدان پاک سازد. ج، فراص. (منتهی الارب). قطعه ای از پشم یا پنبه. || قطعه ای از مشک و بعضی گویند قرضه است با قاف و ضاد. (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «فرصة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید