معنی فرشیدورد
7 بازدید
[ فَ شیدْ وَ ] (اِخ) در پهلوی ساسانی فرشورت ، در اوستا فرش هام ورته . (از حاشیهٔ برهان چ معین). نام برادر اسفندیار که یکی از پهلوانان ایران بود. (ولف). در جنگ با ارجاسب کشته شد. (یادداشت به خط مؤلف): برادرْش را خواند فرشیدورد سپاهی برون کرد مردان مرد.فردوسی. رجوع به فرشورت شود.[ فَ شیدْ وَ ] (اِخ) نام برادر ویسه که یکی از پهلوانان توران بود. (ولف): به نزدیک لهاک و فرشیدورد وز آن در سخنها همه یاد کرد.فردوسی. رجوع به فرشید و فرشورت شود.[ فَ شیدْ وَ ] (اِخ) نام دهقانی است که با بهرام گور معاصر بود. (ولف): یکی گم شده نام فرشیدورد چه در بزمگاه و چه اندر نبرد.فردوسی. رجوع به فرشید و فرشورت و فرشیدور و فرشیدورت شود.
کلمات همقافیه با «فرشیدورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر