معنی فرشی
6 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) در تداول فارسی زبانان، زمینی. ارضی. مقابل عرشی. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به فرش شود.[ فَ ] (اِ) نوعی از چپق. (ناظم الاطباء).[ فُ ] (ص نسبی) منسوب به فرش. (سمعانی).[ فُ ] (اِخ) حسن بن حسین بن عتیق، مکنی به ابومحمد. از احمدبن حسن المقری روایت کند و ابوالقاسم سعدبن علی زنجانی و جز او را از وی روایت است. (اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۲۰۶).
کلمات همقافیه با «فرشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر