معنی فرشطة
5 بازدید
[ فَ شَ طَ ] (ع مص) پای از پای گشاده و دور نهاده نشستن. || به زمین چسبانیدن سرین و تکیه ساختن هر دو ساق را. || به یک جانب گذاشتن هر دو پای را در سواری. || به فروهشتگی و نرمی فروخفتن شتر. || کفانیدن و پاره کردن گوشت را. || دراز کشیدن چیزی را. || گشاده داشتن شتر ماده هر دو پای را وقت دوشیدن. || گشادن شتر هر دو پای را وقت کمیز انداختن. (منتهی الارب). رجوع به فرشط شود.
کلمات همقافیه با «فرشطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر