معنی فرستنده

معنی فرستنده

4 بازدید
[ فِ رِ تَ دَ / دِ ] (نف) آنکه میفرستد. (یادداشت به خط مؤلف). باعث. (مهذب الاسماء). مرسل. که کسی یا چیزی را به جایی فرستد. مقابل فرستاده : که ایدر فرستندهٔ تو که بود که را خواستی زین دلیران بسود. فردوسی. به زنهار گفتش که کام تو چیست فرستندهٔ تو بدین جای کیست.نظامی. جوابی که آن کان فرهنگ سفت فرستاده شد با فرستنده گفت.نظامی. رجوع به فرستاده شود.

کلمات هم‌قافیه با «فرستنده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید