معنی فرسانی

معنی فرسانی

5 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب است به فرسان که از قرای اصفهان است. (سمعانی).
[ فَ / فِ ] (ص نسبی) منسوب به فرسانة که از قرای افریقاست. (سمعانی).
[ فَ ] (اِخ) ابراهیم بن ایوب عنبری، مکنی به ابواسحاق. از مردم اصفهان و اهل قریهٔ فرسان بود. از ثوری و مبارک بن فضاله و جز آنها روایت کند و عبداللََّه بن داود از وی روایت دارد. وی مردی عابد بود. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
[ فَ ] (اِخ) بذال بن سعدبن خالدبن محمدبن ایوب فرسانی اصفهانی، مکنی به ابومحمد. وی از محمدبن بکیر الحضرمی روایت کند و ابواحمدبن عدی حافظ را از او روایت است. (اللباب فی تهذیب الانساب).
[ فُ ] (اِخ) حسن بن اسماعیل کندی. از مردم فرسان مغرب بود. از اصبغ بن الفرح حدیث کند. وی در سال ۲۶۳ هـ .ق. در اعمال برقه درگذشت. (اللباب فی تهذیب الانساب).

کلمات هم‌قافیه با «فرسانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید