معنی فرسان
3 بازدید
[ فَ ] (اِ) نام جانوری است که از پوست آن پوستین سازند. (برهان). فنک. فنه. آس. (یادداشت به خط مؤلف). هر جانوری که از پوست آن پوستین سازند. (ناظم الاطباء).[ فُ ] (ع ص، اِ) جِ فارِس، به معنی سوار یعنی صاحب اسب. (آنندراج). جِ فارِس. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ فَ ] (اِخ) از قرای اصفهان است. (معجم البلدان).[ فُ ] (اِخ) از قرای افریقاست در مغرب. (معجم البلدان).[ فَ رَ ] (اِخ) جزیره ای است آبادان به بحرین. (منتهی الارب).[ فَ رَ ] (اِخ) لقب قبیله ای است و از آن قبیله است عبدید فرسانی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «فرسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر