معنی فرزکی
6 بازدید
[ فُ زَ ] (ص نسبی) منسوب به فرزک که نام جد خاندانی است. (از سمعانی). شاید هم منسوب به فرزک فارس باشد. رجوع به فرزک شود.[ فُ زَ ] (اِخ) یحیی بن محمدبن حسن بن فرزک ایذجی، مکنی به ابومحمد. از ابوبشر مکی بن مردک اهوازی روایت کند. ابوبکربن المقری از وی روایت کرده است. (از لباب الانساب ج ۲ صص ۲۰۴-۲۰۵).
کلمات همقافیه با «فرزکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر