معنی فرزدق یمنی

معنی فرزدق یمنی

6 بازدید
[ فَ رَ دَ قِ یَ مَ ] (اِخ) گویند از اماجد شعرا و اکابر فضلاست و با حکیم خاقانی معاصر بوده. بعضی، از شعرای محمودیش دانند، حق اینکه حقیقت احوال و آثار او چنانکه در آن وثوقی و ثباتی باشد ظاهر نگردیده. تقی اوحدی در تذکرهٔ خود این اشعار را به نام او نوشته است: نه هرکو آید از کوهی بود با دعوت موسی نه هرکو زاید از زالی بود با سطوت دستان نه هر بحری بود عمان نه هر چاهی بود زمزم نه هر جویی بود دجله نه هر آبی بود حیوان محال است اینکه بی همت شود کس میر بحر و بر گزاف است اینکه بی طاعت شود کس فخر انس و جان ندانم در همه دولت ز احرار فلک همت بجز صدر قضاقدرت وزیر خسرو کیهان. (از مجمع الفصحا چ سنگی تهران ج ۱ ص ۲۸۰).

کلمات هم‌قافیه با «فرزدق یمنی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید