معنی فرزتی
7 بازدید
[ فِ زِ ] (ص نسبی) بی عرضه و بی قابلیت. || بی زور ناتوان. (فرهنگ فارسی معین). سخت ناچیز. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «فرزتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر