معنی واژه فرخویدن
5 بازدید
[ فَ خَ دَ ] (مص) از: فرخو + یدن که پساوند مصدری است. (حاشیهٔ برهان چ معین). پیراستن تاک بود. (اسدی). فرخیدن. فرخو کردن. پرخو کردن. (یادداشت به خط مؤلف). پیراستن درخت تاک و غیر آن باشد یعنی بریدن شاخهای زیادتی آن. (برهان). در بیت ذیل فَرخیدن تلفظ می شود: ز فرخویدنش چون بپرداختی چو گل جایگاه از چمن ساختی.عنصری. رجوع به فرخو شود.