معنی واژه فرخواگ
7 بازدید
[ فَ خوا / خا ] (اِ) یادآور کلمهٔ سغدی فرخوک است که از فرخوای به معنی تکه تکه کردن و به قطعات بریدن آمده. معنی اصلی کلمهٔ سغدی فرخواک و پارسی میانهٔ اشکنگ ، چنین بوده: چیزی بریده یا شکسته به قطعات کوچک و در آش یا آبگوشت گذاشته. (از حاشیهٔ برهان چ معین از لغات هنینگ). قلیه و گوشتابه را گویند که بر بالای آن تخم مرغ بریزند و بخورند، چه فر به معنی بالا و خواگ تخم مرغ را گویند. (برهان). فرخاگ. گوشتابه. آبگوشت. (یادداشت به خط مؤلف): خاک مالیده به کف می گذرد مست و ملنگ خورده یزدادی چغز و زده فرخواگ جعل. مشفقی بخاری (از یادداشتهای مؤلف). رجوع به فرخاگ شود.