معنی فرخشی
6 بازدید
[ فَ رَ ] (ص نسبی) منسوب به فرخشان که از قراء بخاراست. (سمعانی).[ فَ رَ ] (اِخ) محمدبن حامدبن احمد فقیه، مکنی به ابی بکر. از ابورجاء محمدبن حمدویه و گروهی دیگر حدیث شنید و ابوعبداللََّه محمدبن احمد از او روایت کند. (از انساب سمعانی).[ فَ رَ ] (اِخ) نام دهی است در بخارا. (از تاریخ بخارا ص ۷). فرخشا. فرخشان. رجوع به فرخشا و فرخشان شود.
کلمات همقافیه با «فرخشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر