معنی فرخشاه
8 بازدید
[ فَ رْ رُ ] (اِخ) یکی از بزرگ زادگان آل ایوب است که در بلاد شام فرمانروایی داشته اند. وی برادرزادهٔ صلاح الدین یوسف بن نجم الدین ایوب است که از طرف صلاح الدین به حکمرانی دمشق منصوب شده بود و مهمترین حادثهٔ تاریخ زندگانی او جنگی است که در حدود سال ۵۷۰ هـ .ق. میان او و گروهی از مسیحیان اروپا درگرفت و وی در آن جنگ رشادتی به خرج داد و «سپهبد لشکر کفار را از پشت زین بر روی زمین انداخت». (از تاریخ حبیب السیر چ سنگی تهران ج ۱ ص ۴۰۶).[ فَ رْ رُ ] (اِخ) یکی از امرای سیستان در زمان سلجوقیان است. وی دو بار، یکی در سال ۴۹۰ هـ .ق. و دیگر در ۵۰۱ هـ .ق. به حکومت سیستان رسیده است. (از تاریخ سیستان چ بهار ص ۳۸۹ و ۳۹۱).
کلمات همقافیه با «فرخشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر