معنی فرخانزاد
5 بازدید
[ فَ رْ رُ ] (اِخ) یا فرخزاد. وی کسی است که از طرف خسروپرویز مأمور گردآوری خراج عقب افتاده گردید و به دستور شاه ظلم بی پایان کرد و اموال بسیاری از رعایا را به زور گرفت. (از ایران در زمان ساسانیان کریستن سن ترجمهٔ رشیدیاسمی چ ۲ ص ۴۷۰). وی ایرانی نبود و نام اصلی او چیز دیگر است و انتصاب او بر منصب گردآوری خراج در میان مردم نفرتی ایجاد کرد. (مأخذ فوق ص ۵۱۴). رجوع به فرخ زاد شود.
کلمات همقافیه با «فرخانزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر