معنی واژه فرخاری
5 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب به فرخار. (یادداشت به خط مؤلف): برخوردن تو باشد از دولت و از نعمت از مجلس شاهانه از لعبت فرخاری. منوچهری. چو بت ز کعبه نگونسار بر زمین افتند به پیش قبلهٔ رویت بتان فرخاری.سعدی. رجوع به فرخار شود.