معنی فرجیه
7 بازدید
[ فَ رَ جی یَ / یِ ] (اِ) نوعی جامهٔ پشمین فراخ با آستینهای گشادهٔ بسیار دراز که از سرانگشتان درمیگذشته و منتهاالیه یعنی دهانهٔ آستینها بسته بوده است. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به فرجی شود.
کلمات همقافیه با «فرجیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر