معنی فرجه
7 بازدید
[ فَ رَ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومهٔ شهرستان سنندج، واقع در سه هزارگزی خاور سنندج و کنار شوسهٔ سنندج به همدان. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای ۲۰ تن سکنه است. از چشمه مشروب میشود. محصول آنجا غلات است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «فرجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر