معنی فراپشت
8 بازدید
[ فَ پُ ] (ق مرکب) بر پشت. - فراپشت کردن؛ بر دوش انداختن : امیر مسعود فرمود تا قبای خاصه آوردند و فراپشت وی کردند. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «فراپشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر