معنی فراهین
8 بازدید
[ فَ ] (اِخ) نام یک ایرانی معروف در زمان قباد. (لغات شاهنامهٔ شفق ص ۲۰۲). نام یکی از اعیان ایران که با قباد فیروز معاصر بود. (ولف): گوا کرد زرمهر و خراد را فراهین و بندوی و بهزاد را.فردوسی.
کلمات همقافیه با «فراهین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر