معنی فران
6 بازدید
[ فِ ] (اِخ) دهی است از دهستان برزاوند شهرستان اردستان، واقع در ۴۸هزارگزی جنوب اردستان و ۱۴هزارگزی شوسهٔ اردستان به نایین. ناحیه ای است کوهستانی و معتدل که دارای ۵۵۶ تن سکنه است. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات، کنجد، پنبه، پشم و روغن است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ فَ ] (اِخ) آبی است مر بنی سلیم را. (منتهی الارب). آبی است بنی سلیم را که آن را معدن فران گویند و بدانجا مردم بسیاری است. منسوب است به فران بن بلی بن عمروبن الحاف بن قضاعة... (از معجم البلدان).[ فَ رْ را ] (اِخ) بلادی است وسیع به مغرب. (منتهی الارب).[ فَ ] (اِخ) ابن بلی. از بنی قضاعة است. (منتهی الارب) (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «فران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر