معنی فراموشگار
6 بازدید
[ فَ ] (ص مرکب) فراموشکار. (ناظم الاطباء). رجوع به فراموشکار شود.
کلمات همقافیه با «فراموشگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر