معنی فرامشت
6 بازدید
[ فَ مُ ] (اِ) به معنی فراموش است که از یاد رفتن باشد. (برهان). فراموش. فرامش : چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت. ناصرخسرو. ترکیب ها: - فرامشت کار. فرامشتکاری. فرامشت کردن. فرامشتی. رجوع به این مدخل ها و نیز رجوع به فرامش شود.[ فَ مُ ] (اِ مرکب) آنچه کسی در دست گیرد. (برهان). از: فرا (پیشوند) + مشت.
کلمات همقافیه با «فرامشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر