معنی فراغت یافتن
5 بازدید
[ فَ غَ تَ ] (مص مرکب) پرداختن. به پایان رساندن. فراغ : چو از گفتن فراغت یافت شاپور دمش در مه گرفت و حیله در هور.نظامی. رجوع به فراغ و فراغت شود.
کلمات همقافیه با «فراغت یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر