معنی فراغت دادن
7 بازدید
[ فَ غَ دَ ] (مص مرکب) بی نیاز کردن و فارغ ساختن : فروغ روی شیرین در دماغش فراغت داده از شمع و چراغش.نظامی. رجوع به فراغت شود.
کلمات همقافیه با «فراغت دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر