معنی فراغة
5 بازدید
[ فُ غَ ] (ع اِ) آب مرد و آن نطفه است. (اقرب الموارد از لسان العرب).[ فَ غَ ] (ع مص) ناشکیبایی و بی آرامی. || فراخ شدن ضربت و طعنه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فراغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر