معنی فراط
6 بازدید
[ فِ ] (ع ص) الماء الفراط؛ آبی که هر یک از قبیله ها بدو سبقت جوید او را بود. (اقرب الموارد). آبی که هرکه پیش آید آن را، او را بود از قبیله. (منتهی الارب).[ فُ رْ را ] (ع ص، اِ) جِ فارط. (اقرب الموارد). رجوع به فارط و فوارط شود.
کلمات همقافیه با «فراط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر