معنی فرازگرفتن
8 بازدید
[ فَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) پس گرفتن. بازگرفتن. (یادداشت به خط مؤلف): غلام را گفت هرچه در آستین دارد فرازگیر. هرچه داشتم همه از من بازگرفت. (تاریخ بیهقی). رجوع به فراز شود.
کلمات همقافیه با «فرازگرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر