معنی فرازع
7 بازدید
[ فَ زِ ] (ع اِ) جِ فرزعة. (منتهی الارب). پاره های گیاه. (از آنندراج). رجوع به فرزعة شود.
کلمات همقافیه با «فرازع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زع» برای سرودن شعر