معنی فرادی
7 بازدید
[ فُ دا ] (ع ص، ق) یکان یکان. (زمخشری). یکی پس از دیگری. (اقرب الموارد). یک یک. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ص ۷۵). - نماز فرادی؛ مقابل نماز جماعت. || (اِ) جِ فرد، مقابل زوج. (اقرب الموارد) (صحاح). رجوع به فرد شود.
کلمات همقافیه با «فرادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر