معنی فراخ گشتن
7 بازدید
[ فَ گَ تَ ] (مص مرکب) گشاد شدن. فراخ شدن : آن خانه فراخ گشت به برکت قدم رسول. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «فراخ گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر