معنی فراخنا
5 بازدید
[ فَ ] (اِ مرکب) مقابل تنگنا. فراخا. فراخی. (یادداشت بخط مؤلف). فراخا. فراخی. گشادگی. (برهان). || پهنا: سودی نکند فراخنای بر و دوش گر آدمیی عقل و هنر پرور و هوش.سعدی. || محل فراخی و گشادگی. (برهان). رجوع به فراخا شود.
کلمات همقافیه با «فراخنا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر