معنی فراخقدم
6 بازدید
[ فَ قَ دَ ] (ص مرکب) آن که گامهای بلند و فراخ بردارد: به هیچ جا نرسد رهرو فراخ قدم جز آن فراخ قدم که ش دو عالم است دو گام. امیرخسرو. فراخ گام. رجوع به فراخ گام شود.
کلمات همقافیه با «فراخقدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر