معنی فراخسخن
5 بازدید
[ فَ سُ خَ ] (ص مرکب) پرگوی و بی صرفه گوی. (آنندراج). بسیارگوی. مکثار. (یادداشت بخط مؤلف): گرچه برحق بود فراخ سخن حمل دعویش بر محال کنند.سعدی.
کلمات همقافیه با «فراخسخن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خن» برای سرودن شعر