معنی فراخسال
7 بازدید
[ فَ ] (اِ مرکب) سالی که در آن غلات و اجناس بکثرت پیدا شود. (آنندراج). مقابل تنگ سال. (یادداشت بخط مؤلف): چون جو راست برآید و هموار، دلیل کند که آن سال فراخ سال بود و چون پیچیده و ناهموار برآید تنگسال بود. (نوروزنامهٔ خیام).
کلمات همقافیه با «فراخسال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر