معنی فراخدامن
5 بازدید
[ فَ مَ ] (ص مرکب) فراخ دست. (آنندراج). آنچه دامنش گسترش دارد: در جیب دل نگنجد عشق فراخ دامن آیینهٔ سکندر آیینه دان ندارد. ملا قاسم مشهدی (از آنندراج). رجوع به فراخ دست شود.
کلمات همقافیه با «فراخدامن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر