معنی فراتر

معنی فراتر

12 بازدید
[ فَ تَ ] (ق مرکب) پیش تر. (آنندراج). جلوتر. آن سوتر. (یادداشت بخط مؤلف). اغلب در ترکیب به کار رود، مانند: بگفتا فراتر مجالم نماند بماندم که نیروی بالم نماند.سعدی. - پای فراتر نهادن : از نرد سه تا پای فراتر ننهادیم هم خصل به هفده شد و هم دادسر آمد. سوزنی. - فراتر آمدن؛ پیش آمدن : نه جای خود نشست بلکه فراتر آمد. (تاریخ بیهقی). بدین صفت که تویی دل نه جای حضرت توست فراتر آی که ره در میان جان داری.سعدی. - فراتر رفتن؛ پیش رفتن و نزدیک شدن به چیزی : آن آتشی که قبلهٔ زردشت و عید اوست میدیدمش ز دور و نرفتم فراترش.خاقانی. - فراتر شدن : عجب درماند شاپور از سپاسش فراتر شد که گردد روشناسش.نظامی. که حیف است از اینجا فراتر شدن دریغ است محروم از این در شدن.سعدی. || (ص تفضیلی) بیشتر و ارزنده تر: هر حکمتی را اعجازی هرچه فراتر. (کلیله و دمنه). فراتر صورت تفضیل «فرا» است. رجوع به فرا شود.

کلمات هم‌قافیه با «فراتر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید