معنی فرابستن
7 بازدید
[ فَ بَ تَ ] (مص مرکب) بستن. با دقت بستن : دل از دنیا بردار به خانه بنشین پست فرابند در خانه، به فلج و به پژاوند.رودکی. رجوع به بستن شود. - در فرابستن؛ مسدود کردن. پیش کردن در: دل از دنیا بردار و به خانه بنشین پست فرابند در خانه به فلج و به پژاوند.رودکی.
کلمات همقافیه با «فرابستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر