معنی واژه فدیت
7 بازدید
[ فِ دْ یَ ] (ع اِ) از مادهٔ فدیه یا فداء است، و آن بمعنی عوضی است که بوسیلهٔ آن آدمی از مکروهی که بسوی او رسیده، رهایی می یابد. (از کشاف اصطلاحات الفنون). بدل. (ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی). سربها. (یادداشت بخط مؤلف). آنچه در عوض مفدی از مال عطا شود. (اقرب الموارد): تضرع ها کرد و ملتزم جزیت و فدیت شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۹۳). ج، فِدی ََ، فِدَیات. (اقرب الموارد). رجوع به فدیة شود.