معنی فدرونک
6 بازدید
[ فَ نَ ] (اِ) سنگی که بر کنگره های قلعه و حصار گذارند تا چون دشمن به پای دیوار آید بر سرش اندازند. (برهان).
کلمات همقافیه با «فدرونک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر