معنی فدرنجک
6 بازدید
[ فَ رَ جَ ] (اِ) دیوی است که در خواب آدمی را فروگیرد، و حکما گویند مادهٔ سوداوی است که در خواب چنان نماید، و آن را به عربی کابوس و عبدالجنه خوانند. || پیرامون دهان از طریق بیرون. (برهان).
کلمات همقافیه با «فدرنجک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جک» برای سرودن شعر